سید محمد طه هاشمی سید محمد طه هاشمی ، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره

ستاره آسمون زندگی ما

هاله ماه مامان پنج ماهگیت مبارک

به لطف خدا پسرم داره بزرگ میشه و خدا رو شكر مي كنم كه روز به روز شاهد این واقعیتم. قبل از هر چیز عذر خواهی می کنم که دیر به دیر پست می ذارم پسر گلم، آخه خودت که در جریان کارات هستی اصلاً دوست نداری که مامانی با کامپیوتر کار کنه تا مامان رو مشغول کار ببینی فوری گریه می کنی که بغلت کنم وقتی هم که بغلت می کنم با اشتیاق به سمت لب تاپ دست و پا می زنی دلت می خواد بذاریش توی دهنت و بخوریش. به همین خاطر سعی کردم عکس های چند پست رو باهم بذارم وروجکم.  پسر عزيز تر از جانم:  تاريخ یازدهم  آذر  پنح ماهه شدی من و شما و خاله رفتيم خانه بهداشت که خدا رو شکر همه چیز نرمال بود  و قرار شد از این به بعد خور...
6 مهر 1392

اولین مرواریدت درخشید عزیزم

  طه داره یه دندون        قند می خوره از قندون  فرشته ای مهربون          براش آورده دندون   الهی مامان قربونت بشه عزیزم در تاریخ 91/9/22 یعنی 5 ماه و 10 روزگیت مروارید قشنگت از توی صدف درآمد و شروع به درخشیدن کرد وای نمی تونم خوشحالیم رو توصیف کنم اینقدر ذوق کردم و دندون محمد طه رو نگا می کنم که نگو و نپرس ههههههههه اولین بار مامان زهره مرواریدت رو دید البته خودم قبلش دیده بودم ولی شک داشتم. زود به بابا زنگ زدم و گفتم که ستاره زندگیمون دندون درآورده بابا هم خیلی خوشحال شد. همون شب به افتخار دندون شما مامان بزرگ و بابابزرگ خونه ی خاله به ما به عنوان شی...
6 مهر 1392

شش ماهگيت مبارك

پسر عزيزم شش ماهه شدي گل مامان مباركت باشه  روز 10/10/٩١ رفتيم خانه بهداشت تاواكسن شش ماهگيت رو يك روز زودتر بزنيم كه خانه بهداشت قبول نكرد و گفت حتماً ‌بايد فردا بياري ما هم با كلي نااميدي برگشتيم و روز 11/10/91 دوباره رفتيم  و واكسن شما رو زديم كلي هم سرو صدا راه انداختي و گريه كردي من كه رفتم بيرون و مامان زهره شما رو برد داخل اتاق،‌شب اول يه كم بي تابي كردي ولي كلاً‌ شما پسر خوبي بودي با اين كه مرتب برات كمپرس گرم و سرد مي ذاشتم  ولي تا چند روز جاي واكسنت گوله شده بود با، بابا دوباره رفتيم خانه بهداشت كه خدا رو شكر مشكلي نداشتي قشنگترين کارهایی که در 6 ماهگیت انجام مي‌دي: الهی من ...
6 مهر 1392

دس دسي صداش مي ياد

عزيز دلم،‌ نازدونه ي مامان از ديشب تاريخ 6/12/91 ياد گرفته دس دسي مي‌كنه ماماني فدات بشه با اون دستهاي كوچولوت يكي از دستهاشو نگه مي‌داره و با اون يكي مي‌زنه روش از صداي هم كه توليد ميكنه بسيار بسيار خوشش مي‌ياد. جيگر مامان ديشب دس دسي و سر سري و پوف كردن رو همه رو با هم قاطي كرده بود. راستي يه مدت هم بود كه گل پسر ما به خاطر اگزوماي پوستي و خارش لثه‌هاش بي تاب بود كه همراه شده بود با خونه تكوني ما و به خاطر همين هم من كمتر وقت كردم به سايتش سر بزنم. اينج ا ما مشغوله خونه تكوني بوديم و محمد طه هم حسابي اوضاش خراب بود كه مامان زهره يه دفعه تصميم گرفت آقا پسر رو توي سينك ظرفشويي بشوره اينجا هم ...
6 مهر 1392

هشت ماهیت مبارک

زیباترین آفریده‌ی خدا هشتمین ماه آفرینشت مبارک  قربونت برم که ماه‌ها رو یکی پس از دیگری به سرعت برق و باد پشت سر میزاری چشم رو هم بزاریم تو یه ساله شدی چقدر همه چی سریع پیش میره. مامان شبا خیلی گریه میکنی نمی دونم واسه چیه البته يه دندون ديگه هم درآوردي وشدي سه دندون   خیلی هم غَلط می خوری انگار تا دمر نشی‌خوابت نمی بره کارایی که میتونی انجام بدی : -خيلي وقته که میتونی بدون کمک بشینی و با اسباب‌بازيهات بازي كني -خیلی شیطون شدی و به همه جا سرک میکشی -همچنان بد غذا میخوری -دَدَ شناس شدی به محض اینکه لباس میپوشي مي خواي ديگه بري دَدَ -عاشق قاشق و تلفن ولب تاپ و موبایلی - دَس ...
6 مهر 1392